اول
دکتر باقری:((خاطرم هست که در استانبول1، سال 89، تو اونجا اونا یک پیشنهادی دادن برای همین موضوع تبادل سوخت. اون پیشنهادش پیشنهاد متوازنی نبود. خب آقای جلیلی اون رو نپذیرفتند. گفتند با این شرایطی که شما می گید این پیشنهاد برای ما قابل قبول نیست))
دکتر جلیلی:((اونا دیدن یک فرصت خوبی است برای اینکه با این، سه و نیم درصد ما رو متوقف کنند. گفتند خیلی خب شما سه و نیم درصد رو تعلیق کنید تا ما مثلا صفحه سوخت رو بهتون بدیم. اون هم نه اینکه بیان بدن تازه خود سوخت رو هم ندن صفحه سوخت رو بدن اون رو هم می گفتند از روزی که تعلیق کردید تازه دو سال بعد))
دکتر باقری:((وقتی که نپذیرفتند من خاطرم هست که آخر جلسه خانوم اشتون گفتش که ایده های ما آقای دکتر جلیلی روی میزه و این آماده است که شما اون رو بپذیرید اما اگر شما الان نمی تونید اون رو بپذیرید تلفن های ما بازه درهای اتاق های ما هم بازه))
دکتر جلیلی:((ما گفتیم خیلی خب اگر شما این مبنا رو دارید سوخت رو ما خودمون تولید می کنیم که یک لبخندی هم اینا زدن که نه تولیدش به این آسونی نیست و حالا اینطور نیست که شما بتونید و شما نیاز دارید و از این قبیل حرف ها))
دکتر باقری:((یعنی اینکه شما صفحه سوخت رو نمی تونید بسازید، بیست در صد رو هم نمی تونید غنی سازی کنید پس بنابراین مجبورید که باز دوباره بیاید سراغ ما همین طرح رو بپذیرید. همین طرحی رو که اینجا مطرح کردیم. معنیش اینه. این آخرین جمله اون ها بود آقای دکتر جلیلی تو همون جلسه بخش آخر یه توضیحی رو بحثا دادن بعد آخرین جمله ایشون هم این بود. گفتند هرگاه اراده ای تعلق گرفت که حقوق ملت ایران رو به رسمیت بشناسه _ یعنی همون NPT_ و از دشمنی با ملت ایران پرهیز کنه _یعنی تحریم ها رو برداره_ درهای اتاق های ما باز است تلفن های ما نیز باز است. یعنی هروقت شما پذیرفتید این حقوق رو و این واقعیت ها رو ما در خدمت شما هستیم. این جلسه همینجوری تموم شد.))
دکتر جلیلی: ((خب اون نگاه چون نگاه مقاومت بود برای پیشرفت شما دیدید که شهید شهریاری شهید بزرگوار این کار رو انجام داد و این سوخت رو تولید کرد و اینکه اون ها او را هدف قرار دادند و به شهادت رساندند کاملا هدفمند و تعریف شده بود. ولی خب خوشبختانه وقتی بود که ایشون این کار رو انجام داده بود. سوخت رو تولید کرده بود و به فرجام رسونده بود و منتقل کرده بود.))
دکتر باقری:((درست بیست و دو روز بعدش خانوم اشتون یک نامه به دکتر جلیلی نوشتن که ما آماده ایم که مذاکرات را ادامه بدهیم. چجوری استانبول1 تموم شد؟ با دعوا تموم شد دیگه. یعنی خیلی بد شد دیگه؟ ناکام بود؟ نه ناکام نبود. مذاکره ای ناکامه که منافع ملت ما تامین نشه مذاکره ای کامیابه که منافع ملت ما تامین بشه تو اون جلسه اگر اون طرح رو ما می خواستیم بپذیریم منافع ملت ما مخدوش می شد. ولی ایشون نپذیرفت. اون رو نپذیرفت ولی بعد شرایط در واقع تو روند فنی هسته ای به گونه ای پیشرفت که اونا مجبور شدن چیزی رو که خودشون می گفتن پیش شرطه خودشون نامه نوشتند و پذیرفتند.))
دکتر جلیلی:((هم تولید کردیم هم تبدیل به صفحه سوخت کردیم. محاسبات صفحه سوختش به لحاظ فنی بسیار محاسبات پیچیده و مشکلی بود که این شهید اون ها رو انجام داد، بدون دریافت یک ریال. همچین کار بزرگی که اگه واقعا میلیاردها هم می خواست نظام با علاقه بهش می داد. این کار رو کرد. این کسی بود که گفته می شد نماز شبش ترک نمی شد. می خوام بگم این ظهور یک تمدن اسلامی است، با یک مبانی خاص خودش))
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوم
از دیالوگ های ماندگار سینمای ایران در فیلم نامه آژانس شیشه ای:
خطاب به عباس:((شما مقاصدتون سیاسیه و ما رو ملعبه دست این سیاست بازی هاتون کردید. کیه که نمی دونه که شما به اندازه کافی از این جنگ (جنگ ایران و عراق) غنائم بردید؟ یخچال، تلوزیون، کولر، بلیط هواپیما، حق تحصیل در دانشگاه و هزار چیز دیگه که من نمی دونم. پس دیگه چی می خواین؟))
عباس با لهجه مشهدی در حالی که با شنیدن این حرف ها عصبانی شده:
((بفرماین برن. همه اونایی که فکر مکنن مو یخچال و کولر و دانشگاه گرفتوم حالا خوشی زده زیر دل مو بیاین برن))
عباس با بغض ادامه می دهد:
((مو توقعی نداشتم. مو سر زمین بودوم با تراکتور. جنگم که تموم شد برگشتم سر همو زمین... بی تراکتور. آقا جان مو دفترچه بیمه هم نگرفتوم. حالا خیلی برا مو زوره... خیلی زوره یه همچی تهمتایی بزنن، یه همچی حرفایی بشنوم))
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوم
در ادامه مطلب بخوانیدش.