اینجا هوا همیشه آفتابی است
((آنچه در پایان عرایض امروز می خواهم عرض کنم، این است که راهپیمایی بیست و دوم بهمن جزو برکات بزرگ الهی برای این انقلاب و این ملت است. نباید این راهپیمایی -بخصوص راهپیمایی بیست و دوم بهمن امسال- را کوچک و کم اهمیت دانست. همان طور که قبلا عرض کردیم، این مراسم یکی از بزرگترین مظاهر حضور مردم در صحنه است. به همین دلیل از اول انقلاب در بسیاری از سال ها، قبل از بیست و دوم بهمن تبلیغات بوقهای بیگانه در تشویق مردم به حضور نیافتن در این راهپیمایی به زبان های مختلف شروع می شد. گاهی می گفتند مردم شرکت نمی کنند، گاهی می گفتند مردم زده شده اند، گاهی می گفتند مردم خسته شده اند! هر سال هم بحمدالله تعالی این راهپمایی به صورت پرشور و عمومی و چشمگیر برگزار شده است. بعد از آن هم که راهپیمایی انجام شده، باز بوقهای بیگانه گفته اند بله، پول داده اند و عده ای را آورده اند! یک بار هم که هوا آفتابی بود، گفتند مردم آمده بودند در خیابان آفتاب بگیرند! خیال کردند اینجا هم لندن است که اگر نیم ساعت آفتاب شد، همه به خیابان بزنند! اینجا الحمدلله روزها غالبا هوا آفتابی است و مردم به آنطور چیزی احتیاج ندارند. دشمنی آنها با حضور مردمی، از این تبلیغات معلوم می شود. دشمنی آن ها حاکی از اهمیت بالای حضور مردمی است که از همه قشرها شرکت می کنند. جوانان که در کشور ما اکثریت دارند می آیند، افراد مسن می آیند، زنان می آیند، مردان می آیند، بچه به بغل می آیند، عصا به دست می آیند و حضور پیدا می کنند. این چیز خیلی عجیبی است. این را شما بدانید که یک مراسم صد درصد مردمی که جنبه سیاسی داشته باشد و اینطور مردم را جذب کند و هر سال تکرار شود و با این ابعاد عظیم انجام گیرد، در هیچ جای دنیا نداریم. اینکه در سراسر شهرهای کشور همه قشرهای مردم بلند شوند و بیایند در یک راهپیمایی شرکت کنند، چنین مراسمی در دنیا وجود ندارد. امسال که تبلیغات علیه مظاهر مردم سالاری در کشور ما از همیشه بیشتر است به دلایلی که بعضی را اشاره کرده ایم و بعضی را هم اشاره خواهیم کرد و دشمنان ملت ایران برای اینکه مظاهر مردم سالاری را در کشور از بین ببرند یا ضعیف و کمرنگ کنند، امسال بیش از همیشه داعی دارند. انشاءالله مردم ما به فضل پروردگار و حول و قوه الهی و به کوری چشم دشمنان ، حضوری خیلی قوی تر و پر رنگ تر و نمایان تری خواهند داشت))
رهبر انقلاب اسلامی
.
.
.
.
ما هستیم، بهتر از آنی که همیشه بوده ایم.
هنوز زنجیر می بافم. اسم زنجیرم را گذاشته ام هفتاد و دو، شاید چون با این عدد گره خورده ام و یا لااقل آرزویش را دارم.