خصوصا مقدسات دین مبین  در سال های اخیر 
روندی تصاعدی و چشم گیر به خود گرفته است. روزی کشیشی نادان مقدس ترین کتاب در هستی و زیباترین حروف در عالم را در آتش می سوزاند، روز دیگری از پیامبر مهربانی ها محمد صلی الله علیه و آله فیلمی موهن و شنیع ساخته می شود، روز دیگری با کاریکاتور های تمسخر آمیز مقام عظیم یکی دیگر از پیامبران الهی حضرت موسی علیه السلام به باد تمسخره گرفته می شود و سرانجام روز دیگری فردی به نام   جرات جسارت به یکی از ائمه معصومین را آنهم به زبان فارسی و با مخاطب قرار دادن گروه های شیعی پیدا می کند. ساده انگارانه است که اگر این نوع رفتار ها و رویکردها را بی ارتباط با یکدیگر و حلقه هایی از یک زنجیر و اقداماتی هدفدار ندانیم. در این زمینه صحبت های زیادی هست اما آنچه را که می توان در این مجال از آن یاد کرد هدف نسبتا تحقق یافته دشمنان مذهب، در جامعه دینی ایران است.
یکی از اهدافی که با تحقیر اسطوره ها و مقدسات دینی دنبال می شود، کم رنگ کردن جلوه، هیبت و تاثیر رهبران و پیشوایان دینی در یادهای صاحیان ادیان و رفته رفته بی غیرت و تعصب کردن صاحبان ادیان نسبت به رهبران دینی خود از پیامبران گرفته تا امامان معصوم است. برنامه مهندسی شده تحقیر پیشوایان و رهبران مذهبی قرار است تا آنجا پیش رود که مسلمانی به توهین و تحقیر پیامبری الهی و یا امامی معصوم مشتاقانه بخندد و حتی آن را به عنوان شوخی برای اطرافیان خود تعریف کند. یک ایدوئولوژی بدون رهبر و هدایت کننده آن طبعا یک ایدوئولوژی مرده است. این برنامه قصد دارد با کُشتن عظمت پیامبران و معصومین در ذهن صاحبان ادیان مختلف، خود ادیان و مذاهب را در یاد صاحبان آن ها نابود سازد. هدف اصلی تغییر و دگرگونی بنیادین اولویت ها و اهمیت ها در ذهن گروه های معتقد به دین و در یک کلمه فکر سازی تازه برای آنهاست. 
اما در رابطه با  :

انتشار آهنگ موهن و سراپا عبارات شنیع و نگفتنی این فرد آنهم با نام یکی از ائمه معصومین «نقی» در کشور با واکنش های متفاوتی رو به رو بوده است. اولین اشتباه این است که انتشار این آهنگ را خارج از زنجیره برنامه مهندسی شده توهین و تحقیر مذاهب تعریف کنیم. بسیاری از کسانی که از شاهین نجفی حمایت می کنند خود از معتقدان به دین مبین اسلام و ومذهب تشیع و از علاقه مندان به دهمین امام شیعیان هستند اما توجیهشان برای حمایت از این فرد این است که شاهین نجفی توهینی به امام هادی علیه السلام نکرده و تنها برخی از حقایق را گفته. در جواب به این گروه لازم است یادآوری شود که شاید بزرگترین گناه   این باشد که در اقدامی منافقانه، توهین به حضرت  علیه السلام را به سبکی اجرا کرده که حتی علاقه مندان به امام دهم بتوانند نسبت به موهن بودن آهنگ او شک کنند و با اینکار حتی برخی از محیین اهل بیت را وارد مجموعه انکار کنندگان و مبارزه کنندگان با اهل بیت عصمت و طهارت نموده. آهنگ مورد نظر آلبوم شاهین نجفی، پوستر تهیه شده برای این آلبوم و شعر و شیوه اجرای آن آهنگ بی شک همگی به ذات مقدس حضرت امام هادی به شیوه ای مشمئز کننده توهین می کنند و قصد تحقیر آن حضرت را دارند. این آهنگ به شیوه ای نام این امام معصوم را ادا می کند و نام آن حضرت را کنار عبارات شنیعی که هر آزاده ای از بازگو کردن آن خجلت دارد قرار می دهد که در پایان آهنگ، مقام بالای این حضرت در ذهن شنونده این موسیقی سقوط کند و حتی به عنوان متهمی برای مشکلات زندگی و افسانه و دروغی مطرح شود. این آهنگ ارزش های معنوی را بی اساس قلمداد می کند و این ارزش ها را در کنار یادآوری انواع و اقسام کثافت کاری ها محصور می کند. هدف نهفته این آهنگ متهم و مجرم جلوه دادن اعتقاد به امام هادی علیه السلام و امام زمان علیه السلام است.
اما معلول ها را کنار بگذاریم و به علت ها بپردازیم. سوال های زیادی در این رابطه مطرح است. چرا در کشور عزیز ما باید آهنگی در صدد نفی و حمله به ارزش های الهی بین جوانان ما محبوبیت یابد و آن ها متوجه نشوند که این آهنگ به مقدساتشان حمله ور شده؟ چرا باید با گذشت سی و چهار سال از انقلاب اسلامی و جاری شدن خون هزاران برای اعتلای کلمه اسلام،  آنچنانی در بین ما نضج نیافته باشد که بتوانیم برای هر اقدام و عمل دشمنانمان تحلیلی درست و منطقی با استفاده از شواهد موجود ارائه دهیم تا هرگز فریب نخوریم؟ آیا اتفاق های گذشته نشان نداده است که ما در زمینه ارتقای معرفت و شناخت از دینمان برای خود و اطرافیانمان بسیار کوتاهی کرده ایم؟ آیا اتفاق های گذشته نشان نداده که اولویت های انتخابی ما برای نوع زندگی و فکر کردنمان آنچنان که باید نتوانسته به ما برای محافظت از خوبیهایمان کمک کند؟
پاسخ دقیق این سوال ها زمانی داده خواهد شد که اشتیاقی برای بحث در این رابطه و یا حداقل شنیدن در این رابطه بین ما به وجود آمده باشد. منظور از «در این رابطه» شاهین نجفی و یا تهیه کننده واقعی آهنگ های او و یا اهداف اشخاصی مثل او نیست. منظور از در این رابطه خود ما و تفکرات بومی خود ما است. منظور از در این رابطه فرهنگ عزیز ایرانی-اسلامی ما است.